بار دیگر قلبم از دنیا گرفت
خانه ام تاریک و چشمانم تر است
گشته ام دلتنگ لالایی او
قلب غمگینم سرای مادر است
مادرم رفتی و بعد از رفتنت
من یتیمی بی کس و تنها شدم
تا ابد غمگینم از دوری تو
زورق دریای ماتم ها شدم
داغ مرگت مادرم در قلب من
بعد رفتن ذره ای هم کم نشد
سالیان طی شد ولی داغ مرا
ماه و روز و لحظه ها مرهم نشد
نیمه شب دیدم تو را در خانه ام
با خدا مشغول بر راز و نیاز
چادری بر سر دوباره بسته ای
گوشه ی سجاده، هنگام نماز
طی شد آن رویا و من با اشک خود
سنگ قبرت را نوازش می کنم
تا تو برگردی میان خانه ام
از خدا صد باره خواهش می کنم
از غم و از غصه هر شب تا سحر
مثل شمعی گشته چشمان ترم
می چکد هر لحظه از دوری تو
می چکد تا روز مرگم مادرم
شعر از دفتر اشعار مجید شاکری حسین آباد
نظرات شما عزیزان:
سید پویا نجات فر 
ساعت21:37---19 تير 1392
درود مجدد مجید نازنینم
حضورت باعث افتخار و دلگرمی منه دوست دیرین من
کم فعالیت شدم در نت اما
اشعار زیبای تورو هیچ وقت از دست ندادم و نخواهم داد
قربانت پویا
سید پویا نجات فر 
ساعت10:14---11 تير 1392
درود مجید عزیزم
دوباره ها خواندم سروده ی زیبات رو
پاینده باشی
شوریده 
ساعت23:09---10 تير 1392
استاد با اجازه لینکتون میکنم . یا حق.
شوریده 
ساعت23:01---10 تير 1392
سلام استاد
از خواندنت بغضم گرفت رفیق
سجاد صادقي 
ساعت12:43---2 تير 1392
سلام و درود بر مجيد عزيز.
دنیا 
ساعت9:52---13 خرداد 1392
درود بر شما
زیباست
نسرین محقق 
ساعت20:03---28 فروردين 1392
نمی دانم وقتی غمی توان گفتن را از انسان می گیرد برای تسکینش چه باید گفت و چگونه باید بود تنها می گویم روحشان شاد و روزگارتان سرشار از شادی ها
المیرا امینی 
ساعت9:20---17 فروردين 1392
سلام
من و که یادتون هست؟؟
خوب هستین؟؟ سال نو مبارک
بسیار زیبا بود
مرسی
پاسخ:
سلام المیرا جان
تو نظر قبلی هم جواب دادم ادرس وبلاگ و ایمیلتو بزار تا لینک کنم اما انگار پاسخم نخوندی
+ نوشته شده در شنبه 15 فروردين 1392برچسب:شعردرمورد مرگ مادر,شعربرای مادر,شعر درباره مرگ مادر,شعر برای یاد مادر,شعربرای مادر ازدست رفته,اشعارغمگینشعربرای فوت مادر,ساعت 6:44
توسط
مجیدشاکری حسین آباد
| 9 نظر